جستجو

روزی که کنترلم رو از دست دادم

اینکه آدم هر لحظه کنترلشو تو دست داشته باشه خیلی اهمیت داره

 

وقتی کنترلتو از دست بدی، چنان دچار سردرگمی می شه که خدا میدونه

 

و انگار دیگه هیچ کار دیگه ای ازت بر نمیاد،

 

تو این شرایط ممکنه کاری بکنی که دیگه قابل جبران نباشه،

 

یه خاطره از یه دختر پسر ایرانی براتون میگم شاید کمک خوبی برای هممون باشه تا به مشکل اونا دچار نشیم

 

موضوع: روزی که کنترلم رو از دست دادم

 

بقیه در ادامه مطلب ..

ادامه مطلب

تورکی شعرلریم – turki sher

sələm yoldaşlar mənə gorə olan lotflərizə , məni çox şərmənde eliyipsoz

inən belə istirəm hərdən bir ozumun türki şerlərimnən burda yazam

bir neçasin gabaxcan goşmuşam ki gədim ki weblogim da varidi

və gələcaxda sizin lotfosunən yazmaga dəvam verəcam

omidim var mənim dəyərsiz yazilarimi təhəmol eliyip oxiyasiz

va işkaldan dolu olan yazilarimi oz boyoklogiza bağişliyəsiz

lotfən məni nəzərlərizinan sevindirin

 

سلام یولداشلار منه قوره اولان لوطفیزه چوخ تشکور الیرم

اینن بئله ایسیرم تورکی دیلده یازدیقیم شعر لری بوردا سیز عزیز لرین پایلاشام

امیدیم وار منیم دییر سیز یازیلاریمی تحمل الییپ اوخیاسوز

و ایشکالدان دولی اولان یازیلاریمی اوز بویوکلوغیزا باغیشلیسوز

لوطفا منی نظرلریزینن سئویندرین

(Adabaz)

 

ozum ازوم (ع)

ozum (A) bir gismat olajax bu shaxsi weblogda ki ozumon gissa sozlarimi yazajagam

.burda eliya bolarsan manim jalib darin dayarli cherto pert va safehlamaxlarima nazar verasan

بخش خودم (ع) از امروز به این وبلاگ اضافه شده و نشان دهنده ی حرف های کوتاه معنی و منظور دار و گاهی بیخود و خنده دار و کنایه آمیز از خودم از جامعه و نگرش من نسبت به چیز های که بهشون فکر می کنم هست.

*این بخش از وبلاگ همیشه دو زبانه(تورکی – فارسی) خواهد بود.

مملکته داریم؟ (۳)

مملکته داریم؟ اس‌ام‌اس خالی ارسال می‌کنی انگلیسی حساب می‌کنن، مملکته داریم؟:!:

توی استخر و روی پله (داستان کوتاه ۲)

صدای زنگ تلفن – دختر کوچولو گوشی رو بر میداره
– سلام . کیه؟
– سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!
– نمیشه!
– چرا؟
– چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

سکوت
– بابایی ما که عمو حسن نداریم!
– چرا داریم. الآن پهلو مامانه.
– ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!
– چشم بابا!


چند دقیقه بعد

– بابا جون گفتم.
– خوب چی شد؟
– هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه؟
– خوب عمو حسن چی؟
– عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک صدای بامزه ای داد نگو!
هنوز همونتو خوابیده!
– استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ۹۹۹۹۹۹۹ نیست؟
– نه!
– ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!!

بئله سئوه سئوه آیریلماق اولماز

«سئوه بیلمزسن»

هله قلبیمیزده خاطره ایزی

هله آیریلیقین نملیدیر گوزو

هله کی سئویریک بیر بیریمیزی

باشقا بیریسینی سئوه بیلمزسن

گور نئچه نغمه نین بسته سی قالیب

بو اوجاق سونوبسه توستوسو قالیب

الینده الیمین ایستیسی قالیب

باشقا بیریسینی سئوه بیلمزسن

اینجیدیب ، قلبیمه دیه بیلمیرسن

یولونو بیر یوللوق ایه بیلمیرسن

منه «یوخ» سؤزونو دییه بیلمیرسن

باشقا بیریسینی سئوه بیلمزسن

ایل کئچیر ، عومورده خاطیره قالیر

باهار گؤللریمیز غونچه ده سولور

هله کی ، گوزلرین منی آختاریر

باشقا بیریسینی سئوه بیلمزسن

آخار گؤزوموزون یاشی قوروماز

دئییردیک بو ایلقار ـ پیمان پوزولماز

بئله سئوه سئوه آیریلماق اولماز

باشقا بیریسینی سئوه بیلمزسن

شئعر: نصرت کسمنلی

کوچورن: ابراهیم قاسمی (آیدین مغانلی)

Download / Əndir |rahim shahriyari – seva bilmazsan |+

—————————————-—–———————————–

ادامه مطلب

joja – cucə – جوجه

جوجه نام قسمتی از موضوعات این وبلاگ هست که به خاطرات نوشته های کوتاه و بعضی مسایل اشاره داره

بزودی توضیحات بیشتر و مطالب تکمیلی در این باره به زبانی های ترکی و فارسی انتشار خوهد یافت.

مملکته داریم؟! (۲)

بابامون تهدید کرده میخواد بره اداره آب، پرینت بگیره ببینه کدوم پدر سوخته‌ای زیاد میره دستشویی! مملکته داریم؟

آرزو (داستان کوتاه)

سه دوست در یک اتومبیل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه یک تصادف مرگبار باعث شد که هر سه در جا کشته شوند یک لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده می شد که آنها را به بهشت راه دهد…

اما ناگهان یک سوال از آن سه نفر میپرسند !!!

_ الان که هر سه تا دارین وارد بهشت می شین اونجا روی زمین بدن هاتون روی برانکارد در حال تشییع شدن بسوی قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداری در غم از دست دادن شما هستند دوست دارین وقتی دارن از کنار جنازه راه می رن در مورد شما چی بگن؟

اولی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین پزشکان زمان خود بودم و مرد بسیار خوب و عزیزی برای خانواده ام

دومی گفت : دوست دارم پشت سرم بگن که من جز بهترین معلم های زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسیار بزرگی روی آدمهای نسل بعد از خودم بگذارم

سومی گفت : دوست دارم بگن : نگاه کن داره تکون می خوره مثل اینکه زنده است !

 

اطلاعات

آمار

  • 7,812
  • 1,245
  • 57,145
  • 104
  • آبان ۴, ۱۳۹۶
تصوير من

سلام من اداباز هستم از تبریز. و این وبلاگ منه در اینجا مطالبی ترکی و فارسی در مورد هر چی که دوست دارم, چیزهای که بهش فکر میکنم و به بعضی وقتها خاطره مینویسم. با نظرت منو خوشحال میکنی.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات آزاد است!

طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین