جستجو

آرشیو برای خرداد, ۱۳۹۰

خجالت کشیدم – اوتانمیشام – otanmişam

توسط adabaz در تاریخ: ۰۱/خرداد/۱۳۹۰ ۴ دیدگاه

orəkimin çirpinmaginan otanmişam  /  gozömun axar yaşinan otanmişam böş orəkim doludur eşginən  /   özumə yalan demagdan otanmişam eşgimin yolönda bir dilənci tək  /   salmişam solmuşam hey otanmişam bulməzdim kəlbivə gonax gəlmişəm / kalbimnən. gonaxçi . gonaxdan otanmişam içimdə ölmiyən hisslərim bulor /  yalvarip ağliyip öxşamaxdan otanmişam çəkərdim gozövon [ ادامه را بخوانید ]

تصویر پست

پیرزن و پستچی (داستان کوتاه ۳)

توسط adabaz در تاریخ: ۲۸/اردیبهشت/۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: خدای [ ادامه را بخوانید ]

تصویر پست

روزی که کنترلم رو از دست دادم

توسط adabaz در تاریخ: ۲۴/اردیبهشت/۱۳۹۰ یک دیدگاه

اینکه آدم هر لحظه کنترلشو تو دست داشته باشه خیلی اهمیت داره   وقتی کنترلتو از دست بدی، چنان دچار سردرگمی می شه که خدا میدونه   و انگار دیگه هیچ کار دیگه ای ازت بر نمیاد،   تو این شرایط ممکنه کاری بکنی که دیگه قابل جبران نباشه،   [ ادامه را بخوانید ]

تصویر پست

تورکی شعرلریم – turki sher

توسط adabaz در تاریخ: ۲۱/اردیبهشت/۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

sələm yoldaşlar mənə gorə olan lotflərizə , məni çox şərmənde eliyipsoz inən belə istirəm hərdən bir ozumun türki şerlərimnən burda yazam bir neçasin gabaxcan goşmuşam ki gədim ki weblogim da varidi və gələcaxda sizin lotfosunən yazmaga dəvam verəcam omidim var mənim dəyərsiz yazilarimi təhəmol eliyip oxiyasiz va işkaldan dolu olan [ ادامه را بخوانید ]

تصویر پست

ozum ازوم (ع)

توسط adabaz در تاریخ: ۱۷/اردیبهشت/۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ozum (A) bir gismat olajax bu shaxsi weblogda ki ozumon gissa sozlarimi yazajagam .burda eliya bolarsan manim jalib darin dayarli cherto pert va safehlamaxlarima nazar verasan بخش خودم (ع) از امروز به این وبلاگ اضافه شده و نشان دهنده ی حرف های کوتاه معنی و منظور دار و گاهی بیخود [ ادامه را بخوانید ]

تصویر پست

مملکته داریم؟ (۳)

توسط adabaz در تاریخ: ۱۴/اردیبهشت/۱۳۹۰ بدون دیدگاه

مملکته داریم؟ اس‌ام‌اس خالی ارسال می‌کنی انگلیسی حساب می‌کنن، مملکته داریم؟

تصویر پست

توی استخر و روی پله (داستان کوتاه ۲)

توسط adabaz در تاریخ: ۱۲/اردیبهشت/۱۳۹۰ ۳ دیدگاه

صدای زنگ تلفن – دختر کوچولو گوشی رو بر میداره – سلام . کیه؟ – سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش! – نمیشه! – چرا؟ – چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!… سکوت … [ ادامه را بخوانید ]

اطلاعات

آمار

  • 146
  • 485
  • 68,263
  • 104
  • آبان ۴, ۱۳۹۶
تصوير من

سلام من اداباز هستم از تبریز. و این وبلاگ منه در اینجا مطالبی ترکی و فارسی در مورد هر چی که دوست دارم, چیزهای که بهش فکر میکنم و به بعضی وقتها خاطره مینویسم. با نظرت منو خوشحال میکنی.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات آزاد است!

طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین