جستجو

عهد بسته بودم

من عهد بسته بودم که انقلاب کنم
تفنگ دردست بگیرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله ای برپشت بگیرم
من عهد بسته بودم تمام دیکتاتورهای جهان را خاکستر سیگارم کنم
پای پیاده کوه ها را به لرزه دربیاورم
بیابانها را دریا کنم
دریاها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سیرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم

اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختی
خانه نشینم کردی
به نفرین عشق دچارم کردی
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گیسوانت را به دست بگیرم
لبانت را به لبهایم بگیرم
وتا زنده ام
اسیر عشق تو باشم
به تمام دیکتاتورهای عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم

حامد بدر خان

ترجمه : محمد حسین نژاد

دیدگاه خود را بیان کنید


اطلاعات

آمار

  • 629
  • 421
  • 76,717
  • 104
  • آبان ۴, ۱۳۹۶
تصوير من

سلام من اداباز هستم از تبریز. و این وبلاگ منه در اینجا مطالبی ترکی و فارسی در مورد هر چی که دوست دارم, چیزهای که بهش فکر میکنم و به بعضی وقتها خاطره مینویسم. با نظرت منو خوشحال میکنی.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات آزاد است!

طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین