جستجو

عشق و داروهای دیگر

جیمی و بروس در سالن انتظار نشسته‌اند که دختر خوشگلی از مقابل آن‌ها می‌گذرد. جیمی با صدای بلند میگه: سلام لیزا! دختر با تعجب به او نگاه می‌کند و به راهش ادامه می‌دهد

بروس (اولیور پلات): اون اسمش لیزا نیست!

جیمی (جیک جیلنهال): می‌دونم! اما اگه هر بار که دیدمش بگم «سلام لیزا»، بالاخره یه موقعی شاکی میشه و میاد و میگه اسم من لیزا نیست! من جنیفرم! یا حالا هر اسم دیگه‌ای. اونوقت من یه معذرت خواهی حسابی ازش می‌کنم و می‌گم ببخشید، من فکر کردم شما همون لیزا هستین که خیلی ازم شاکیه، چون بهش زنگ نزدم. اونوقت جنیفر یا هر چیز دیگه ای که اسمش هست فکر می‌کنه که من با یه دختری که شبیه اونه قرار داشتم و پیچوندمش! بعد اون بطور کاملاً ناخودآگاه سعی می‌کنه که منو شکست بده و بدستم بیاره!

بروس: لعنتی! لعنتی! تو بی‌نظیری!
“عشق و داروهای دیگر / ادوارد زوئیک”

دیدگاه خود را بیان کنید


اطلاعات

آمار

  • 814
  • 1,264
  • 150,254
  • 103
  • شهریور ۱۱, ۱۳۹۶
تصوير من

سلام من اداباز هستم از تبریز. و این وبلاگ منه در اینجا مطالبی ترکی و فارسی در مورد هر چی که دوست دارم, چیزهای که بهش فکر میکنم و به بعضی وقتها خاطره مینویسم. با نظرت منو خوشحال میکنی.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات آزاد است!

طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین